محمد حسن خان اعتماد السلطنه

558

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

فتحعلى شاه به پايتخت خوانده و وارد خدمت دولت شد . سپهر در عهد محمد شاه مستوفى ديوان و مورخ و شاعر دربار بود . به حكم شاه كتاب تاريخ عمومى معروف خود موسوم به « ناسخ التواريخ » را آغاز كرد و در 1272 به لقب لسان الملك ملقب شد . ( منتظم ناصرى جلد سوم ، ص 247 ) سپهر از مداحان و طرفداران ميرزا آقا خان نورى بود . زيرا امير كبير براى تعديل بودجه ، حقوق و مستمرى او را هم مثل ديگر كاركنان ديوان تخفيف داده بود . كتاب ناسخ التواريخ اول بار از 1273 چاپ و منتشر شد و پس از آن هم اكثر مجلداتش را مجددا چاپ كرده‌اند . قسمت تاريخ قاجاريه آن را آقاى سرهنگ دكتر جهانگير قائم‌مقامى به چاپ رسانيده است . « * » غير از اين كتاب لسان الملك كتاب ديگرى دارد به نام « براهين العجم » در فن شعر و قافيه كه در 1268 چاپ شده و اخيرا دانشگاه طهران به چاپ جديد آن توسط آقاى دكتر سيد جعفر شهيدى اقدام كرده است . سپهر در 17 ربيع الثانى 1297 در طهران درگذشت و نعش او را به نجف اشرف بردند . لسان الملك مردى دانا و درس خوانده و در نوشتن احكام و فرامين خيلى ورزيده و استاد بود . در فراماسونرى ملكمى هم عضويت داشت و جلسات آن هم گويا در خانهء وى تشكيل مىشده است . شمس الشعرا ، سام ميرزا ( ص 48 - ص 25 چاپ اول ) پسر شانزدهم محمد قلى ميرزاى ملك‌آرا كه در 1286 به اين لقب ملقب شد و پس از فوت لسان الملك سپهر قصيده خوانى در مجالس سلام به وى محول شد و او چون طبع شعر داشت قصايدى در مدح شاه مىسرود و چون در 11 ذيقعدهء 1309 درگذشت مواجبش را به عبد الحسين ميرزاى برادرش دادند و با آنكه اين عبد الحسين ميرزا شاعر نبود لقب شمس الشعرائى را هم به او دادند و مقرر شد كه در سلامها شعر بخواند ، يعنى ديگرى شعر بگويد و او بخواند و به اين صورت شمس الشعراء شد . عبد الحسين ميرزا شوهر خواهر تاج الدوله زن شاه بود و هرچند خودش طبع شعر نداشت پسرش گاهگاه شعرى مىسرود . من جمله رباعياتى گفته و چاپ گرديده بود كه شاه ابتدا متغير شد ولى بعدا صد تومان به او انعام داد ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 1127 ) .

--> ( * ) در سال 1337 ش . و اخيرا يك چاپ ديگر حروفى از آن در دو مجلد توسط كتابفروشى اسلاميه منتشر شده است .